★♥هنوز به بن بست نرسیدم راهمو کج کردم♥★

♫به دنبال راه فرارم از خودم از اینجا....♫

سیب....

تو به من خندیدی و نمیدانستی که به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیم

باغبان از پی من تند دوید...سیب را دست تو دیدی

غضب الود به من کرد نگاه....

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک ..

و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من ارام ارام خش خش گام تو تکرار کنان میدهد ازارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

                                که چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت؟          (حمید مصدق)

 من به تو خندیدم !!!!

چون که میدانستم که به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

و نمیدانستی باغبان باغچه ی همسایه پدر من است

من به تو خندیدم تا که با خنده ی خود پاسخ عشق تورا خالصانه بدهم......

بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان منو.....سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک

دل من گفت برو چون نمیخواست به خاطر بسپارد گریه ی تلخ تورا.

و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من ارارم ارام ارام حیرت بغض تو تکرار کنان میدهد ازارم...

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم...

                  که چه میشد اگر باغچه ی ما سیب نداشت!!!(فروغ)

 سلام به همه ی دوستای گلم..

خوبید؟؟؟؟؟؟؟

دلم یه عاخلمه براتون تنگ رفته بید....

یه سری از دوستان لطف کردن کامنت گذاشتن ولی ادرس وبلاگشونو نذاشتن

حالا به هر دلیلی.!!!!!

اگر این اپمو خوندین حتما با ادرس وبلاگتون کامنت بذارین دیر یا زود سر میزنن

ولی حتما سر میزنم.

منتظرتونم.

و اما.........!!!

یه دوستی کامنت خصوصی گذاشته بودن اگر دوباره تو وبلاگم اومدین لطف کنین خودتونو معرفی کنین

یا اینکه کلا کامنت نذارین سنگین ترین

تا اینکه کامنتت نه اسم داره نه ادرس ایمیل نه ادرس وبلاگ و هیچی...

و منمو حدسیات خودم.

دوست عزیز الان فکر کردن کاره دشواریه انقدر ادمو تو شرایط سخت قرار ندین خواهشا.

خلاصه که همتونو دوست دارم برام کامنت بذارین ...

راستی راستی...

ببخشید زیاد حرف میزنما..

اما لطفا خواهشا فقط نگین اپم ..

خب گناه دارم کلی با ذوق میشینم اپ میکنم میام خبر میدم

اون وقت بدون هیچ نظری فقط میگین اپم.

البته جسارت نباشه هااااا یه وقت

منتظر نظرای خوشگلتون هستم

به قول خودم

تا بعد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 آبان1391ساعت 10:29 PM  توسط رها  | 

برای کسی...

گاه بی گاه

خیره ی مرگبار چشمانت میشوم

چشمانت ایا مهره ی مار دارد؟؟؟؟؟

چشمانت را میگشایی و به من مینگری اتش میگیرم ...خاکستر میشوم....میمیرم!!!!!!

تپش های قلبم مانند  تیک تیک ساعت به صدا در می اید

دوستت دارم

انقدر دوستت دارم که در گناهانت محو میشوم

تو چه هستی ای اشنای دور؟؟؟؟؟

نبودنت چه سخت میگذرد

بودنت چه جانی میدمد بر من...

مینوشم جام مرگی را مینوشم که عصاره ی جاودانگی توست..

با من بمان تا ابد ...

نگذار یاد خیالت از سرم بگذرد

نگذار بدون تو سر کنم روزها و شب هایم را...

مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــاه  من میبینی تو نباشی اسمـــــــــــــــــــانت بی درنگ خواهد مرد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1391ساعت 8:50 PM  توسط رها  | 

هیس..........!!!!

هیس...

حرف نزن لازم نیس برای رفتنت بهانه بیاری.....

دروغ سر هم نکن من خودم میدونم دیگر اسباب بازی خوبی برات نیستم..

موهاش مشکی تره؟چشاش زیباتره؟یا نگاهش تورو مست تر میکنه؟

یا شایدم مث من قوی نیست و زود وا میده....

ب پای هم پیر شید عزیزم...

نه نه نه!!!!!!

من نه ب خاطر عشق کثیف تو دختریتمو زیر سوال نمیبرم.....

خی دیگه خوش اومدی..تو هیچ چیز نیستی فقط وسیله بودی

تو وسیله ی ثابت شدن عشقم ب خدا بودی

حالا دیگه برو  امتحانش تموم شد فهمید از همه بیشتر دوسش دارم

 

سلام ب همه ی دوستای گلم از همتون ممنونم ک تو مدتی ک نبودم فراموشم نکردید.

راستش وقت ندارم زیاد بیام نت ...

اما سعی میکنم ک از خجالتتون در بیام.

همتونو دوس دارم ...بووووس

+ نوشته شده در  جمعه 29 اردیبهشت1391ساعت 1:22 AM  توسط رها  | 

فصلی غم انگیز

چطور بگویم؟!!!!

ما با سیگار هایمان دود میشویم

و جهان را از اینکه هست تاریک تر میکنیم  و دیگر هیچ چیز نمیبینم !!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

فصلی را با نام ستاره شروع میکنم

با نام گل هایی که هنوز دنیا را لایق روییدن میدانند

فصلی را با نام تو که کلمات و خیال های مرا

همراه خرت و پرت های دیگری توی کیف میگذاری

و با خودت به ان سر دنیا میبری

تمام این مسافرخانه از عطر دست های تو

پر خواهد شد

دهان اگر باز کند این چمدان .........!!!!!!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  جمعه 9 دی1390ساعت 9:56 PM  توسط رها  | 

برو

میدانم سکوتم بیش از هر چیز ازارت میدهد ...

منتظر جواب هستی !!!!

                                                بله ؟؟؟؟؟خیر؟؟؟؟؟

اما من هیچ نمیتوانم بگویم

بی اغوشی و رفتنی که در پی خیر گفتن من می اید

مرا عذاب میدهد

                           و حرامزاده ای که با بله گفتنم زاییده میشود

طعم گناه را بدنبال دارد

پس چه بگویم؟؟؟تنهاااااااا برووو

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

روزگاریست شیطان فریاد میزند ادم پیدا کنید سجده خواهم کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 آبان1390ساعت 1:22 PM  توسط رها  | 

الف ب..

الف. ب.

میتونم صحبت کنم!!فکر کردم شاید لال شدم ...شاید لال شدیم ...

توام با من تمرین کن ...

الف ..ب ..

نه انگار توام میتونی صحبت کنی!!

پس دلیل سکوت کردنمون ضعف حرف زدن نیست

دلیلش ترسه؟؟؟؟

دلیلش چیه؟

بیا با هم حرف بزنیم ...درد دلتو به من بگو!!!!!!

اشک نریز!!!!چرا ما عادت داریم با گریه خودمونو اروم کنیم؟؟؟حرف بزن ...گریه چرا؟ضعف چرا؟حقارت چرا؟

تا کی میخوای اشک بریزی؟

تا کی میخوای لب بدوزی و دنبال ترحم دیگران باشی؟

دیگه بسه مهر سکوت لباتو بشکن..

بگو هرچی و که میخوای بگی...من میدونم تو قدرتش و داری ..قدرت مبارزه با نفست رو!!!

خسته ای؟دلگیری؟ناراحتی؟چته؟شایدم عصبانی هستی...

من هم همینطور ..ولی میخوام حرف بزنم میخوام عقده باز کنم...

ای ایهاالناس من خسته ام .خسته ام از نگاه های سرد شما..

از عبور بی تفاوت شما از کنار یه رهگذر تنها..خسته ام از حرف هایی که بعد دیدنم پشت سرم میزنید

مشکلی دارم؟چرا رو در رو نمیگید؟

.نگاهی تعصب اور به موهام...صورتم ...لباسم می اندازید و با نفرت از کنارم رد میشید..

هه هه هه...

خندم میگیره فکر میکنید خیلی پاکید ....فکر میکنید جای شما صف اول بهشته ...

اره...ولی(بهشتی که ساخته ی تصورات خودتونه)

وقتی که  تو جهنم دیدمتون جواب نیشخنداتونو میدم..

خدای من خدای چادر و رو گرفتن های تظاهری نیست ..دلم با حجابه بر عکس دل های شما..

با اینکه گناه پرده ی ضخیمی بین منو خدام انداخته ولی من این پردرو کنار میزنم چون عاشق خدامم

پس به تو چه که چی میپوشم و چه جوری ارایش میکنم؟؟؟

دیگه بسه تا کی میخوای از ظاهرت سو ءاستفاده کنی و توی صف زندگی جلوتر از من باشی ؟؟

دیگه سکوت نمیکنم!!!حرف میزنم

بترس...میبینی این قلمم شاید خیلی چیزارو ازت بگیره شاید بتونه باطنتو نشون بده...

بهت پیشنهاد میکنم چادرتو در بیاری و حرمتشو نشکنی شاید خیلی ها مث تو نباشن و به شکل تو باشنتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

(با این متنم قصد توهین به کسی و نداشتم فقط خواستم حرف دل خیلی هارو بزنم)

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مهر1390ساعت 7:19 PM  توسط رها  | 

نفرت نفرت مفرت

تا حالا به عمق این واژه نرسیده بودم

نفرت از خودم از زندگی از هرچیزی که یه زمانی دوسش داشتم !!!

کور خوندی!!!! میخوای با خاطراتت عذابم بدی؟هه....تو مغزم اسید میپاشم تا خاطراتت هم نابود بشه

دارم خفه میشم از این فضایی که بوی نکبتت همه جاشو گرفته ...

سنگینی دستاتو رو دستام هنوز احساس میکنم عشق من بدون تو چی کار کنم؟؟؟؟

به هرجایی که نگاه میکنم تورو تو ذهنم مرور میکنه !!من با این بودن های پوچت چی کار کنم؟؟

طعم بوسه هاتو چجوری فراموش کنم؟؟؟؟

اخه بیشرف تو که داشتی میرفتی حداقل راه فراموش کردنتو بهم یاد میدادی

من خستم به خدا خسته ام !!!!

من مترسکی ام که از دیدن کلاغ های شهوت پرست باز هم یاد میگیرم که عاشق بشم و دیر درک میکنم

که این ها به قصد درو کردن من اومدن..

درو کردن احساسساتم ..

کسایی که میخوان بین اونا و خدا یکی و انتخاب کنم ؟اخه مگه جای فکر کردن و مقایسه هست؟

توء بی لیاقت چه فرضی از خودت داشتی ؟؟؟؟؟؟

برو گمشو از قلبم بیرون .قلبمو برای تمام عمر به خدا فروختم !!!دیگه اونو به اجاره نشینی کسی نمیدم

این حقیقته که تو رفتی جای هیچ شکی نیست مرسی !مرسی که با رفتنت منو با خدای خودم تنها گذاشتی

بی نهایت ازت سپاسگذارم ....

+ نوشته شده در  جمعه 15 مهر1390ساعت 9:45 PM  توسط رها  | 

اشک + خنده=اشک اشک اشک اشک !این معادله تنها در اینجاست

دوستان میگن شاد باش !از غم و غصه ها رها باش!

میخوام سعی کنم نیشم و تا ته باز کنم و به همه چیز بخندم !!!!

میخوام چشم تمسخر به این دنیا بدوزم  میخوام تن از غم باز کنم....

خــــــــــــــــــــــــدایــــــــــــــــــــا میخوام بخندم

هاهاهاهاها میخندم(سروش)

به ریش هایی میخندم که روز به روز بلندتر میشن و تعداد زن های صیغه ایشون بیشتر..

به دخترانی میخندم که اسیر این ریش ها شدن و در میان دستهای این ادما به ته ته ته نکبت میرسن...

این ها میبلعند و به هیچ چیز فکر نمیکنند   . هاهاهاها میخندم

میخندم به جا سیگاری پدرانی که دیگه خسته از سیگار کشیدنن !!!

به دخترانی که فروخته میشن به خاطر رسیدن پدر به اوج....به اوج مستی ...اوج بیخیالی

هاهاهاها میخندم

به صدای نعره های دخترایی میخندم که از فرط اشغالی و بدبختی به خود فروشی میرسن

زخمی ان؟؟؟؟؟؟خسته ان؟؟؟؟؟یا فــــــــــــــــقر؟چه خنده داره این راه بیهوده رو تا ته رفتن و

حالا رسیدن به بنبست نمیتونن برگردن ..هاهاهاها میخندم

میخندم به طناب هایی که خیلی هارو از این زندگی رها کرده

به ادم هایی که خسته با اخرین فکر بالاخره تصمیم به انداختن چهار پایه میکنن

چهار پایرو از زیر پاهاش زد کنار ....اه...نفس های اخر....شبیه یه مترسک یه مترسک اویزون...

تمـــــــــام شد هاهاهاها میخندم

میخندم به لباس های پاره به قلب های شکسته به لبای تشنه !!!!تشنه ی اب؟نه!! تشنه ی خون...

به بچه های ولگرد خیابونی به زنهای بی حیای فاحشه !!به مردای بی غیرت جا نماز اب کشیده

میخوام بخــــــــــــــــــــــــــــندم

اره میخندم اما اخرش به خنده هام اشک میریزم .....

ماها جا پامونو رو زمین صفت کردیم ..ای بابا قراره یه روز از این زمین کنده بشیم دست برداریم از این صفت کردنای بیهوده ...

گله نکن از من اگه از غم مینویسم ...گله نکن اگه لبخندی در کار نیست

به خدا خواستم بخندم  نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشد نذاشتــــــــــــــــــــــن!!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

 

این روز ها شیطان با خیالی راحت سر بر بالین میگذارد تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1390ساعت 4:30 PM  توسط رها  | 

سلام خدااااااااااااااااااااااا...

اعصابم کمی به هم ریخته است ...نه!!! عیبی ندارد  مشکل از من است

من هستم که بسیار حساس شده ام

ادم ها همه خوبند . هیچکس تقصیری ندارد که مرا درک نمیکند ..

مشکل از او نیست که مرا دوست ندارد مشکل از من است که دل به کسی بستم که خود میدانستم او فرقی با حیوان ندارد

مشکل از من است که به انسان هایی اعتماد کرده ام که حتی از اعتماد خدا سوءاستفاده کرده اند و دل به شیطان بستند

ایراد از من است که در جایی زندگی میکنم که ازادی در ان معنایی ندارد

کشوری که قدرتش به میزان زور پهلوانان نیست به میزان دارایی انهاست 

کشوری که دوست داشتن را با خود فروشی میسنجند.

ادم هایی که دل به این دنیا بسته اند و سکوت میکنند

تقصیر من است که عاشق شده ام

تقصیر من است که توقع ازادی بیان دارم نه ازادی پوشش ...

نــــــــــــــــــــــــــــــــه نــــــــــــــــــــــــه نـــــــــــــــــــه !!!!!

تقصیر من نیست تقصیر مـــــــــــــادرم  هست که مرا زایید...

ولی چــــــــــــــــــــــرا؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 شهریور1390ساعت 1:34 PM  توسط رها  | 

تنها واژه ای که هیچ وقت نمیتوان معنی کرد:خدااااااا

خلقت من در جهان یک وصله ی ناجور بود

خود راضی بدین خلقت نبودم زوری بود

ای فلک گر تو نمیزادی مرا

ایا اجاقت کور بود؟؟

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

صدایم کن گویا برگشته ای صدایم کن تا نوای صدایت به من ثابت کند که تو این جایی کنار من

کنار یک مترسک تنها که کاری جز همنشینی با کلاغ ها نداشت

کنار من خسته دل که از خود و این جهان بیزارم

کنارم باش تا با تو به زندگی برخیزم

تا با تو یاد بگیرم که شاد باشم و به امید تو نفس بکشم

خدای من   من هم اکنون به تو نیاز دارم

کنارم باش تا با تو از میان غصه ها و حیوان های ادم نما بگذرم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

وقتی غم دنیا تو دلت میشینه            وقتی که حس میکنی بی کس و تنهایی

قلبت شروع میکنه به تند تند تپیدن      که یادت بیاره تو و تنهاییات با خدایی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

هزار سال در این ارزو توانم بود

                                            تو هرچه دیر بیایی هنوز باشد زود

تو سخت ساخته می ایی و نمیدانم

                                         که روز امدنت چه روزی خواهد بود

زهی امید شکیب اخرین که از غم تو

                                          ز عمر خسته من هرچه کاست عـــــــــــــــــشق افزود

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مرداد1390ساعت 2:20 PM  توسط رها  |